نگاهی به ديدار صمیمانه مردم انقلابی کرمانشاه با امام خمینی (ره)+تصاویر و فایل صوتی
  تاريخ درج  پنجشنبه 20 / خرداد / 95   14:06:54  دفعات مشاهده  532

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهید جعفری، در سال 1359 استاد شهيد ملاقاتي با حضرت امام رحمه‌الله‌عليه تدارك مي‌بينند و حدود 600 نفر از مردم كرمانشاه و جامعه روحانيت را در 16 اتوبوس به ملاقات امام مشرف مي‌نمايند. آيات‌ شهيد محراب عطاءا… اشرفي، سيد مرتضي نجومي، مرحوم مجتبي حاج آخوند، سيد جواد خرمشاهي، عبدالخالق عبداللهي، حجج اسلام مرحوم محمد حجتي و جواد غلامي و تعداد زيادي از خانواده‌هاي شهداي كرمانشاه و امت حزب‌الله براي اين ملاقات مهيا مي‌گردند و اتوبوسها از ابتداي خيابان شهيد جعفري، محل سكونت استاد شهيد رهسپار تهران مي‌شوند غرض از اين ملاقات، ديدار با امام راحل و نيز بيان خواستها و مواضع حزب‌الله به پيشگاه امام است.


اتوبوس ها در حال حرکت به سمت تهران

 

در اين ملاقات كه در دو مرحله و در حسينيه جماران صورت مي‌گيرد خواهران و برادران بصورت مستقل با امام ديدار مي‌نمايند، در ديدار آقايان، حجته الاسلام والمسلمين عبداللهي به بيان ديدگاههاي جامعه روحانيت كرمانشاه مي‌پردازند و سپس امام سخنراني مي‌فرمايند و در ديدار خواهران پيش از ورود امام، يكي از وابستگان به گروهكها تريبون را در دست مي‌گيرد و ظاهراً مترصد بوده‌اند كه در ملاقات خواهران ديدگاههاي منحرف خود را مطرح نمايند. در اين شرايط شهيد جعفري از مادر شهيدان اشك تلخها مي‌خواهد كه ايشان صحبت نمايد ايشان به جهت عدم آمادگي استنكاف مي‌نمايند اما شهيد اصرار مي‌نمايند كه اگر شما صحبت نكنيد كساني به نمايندگي از شما مطالب خلافي را به امام منتقل خواهند كرد و از ايشان مي‌خواهند كه موضع جوانان حزب‌الله را به سمع امام برساند و فعاليتهاي حزب‌الله كرمانشاه را توضيح دهد و نظر امام را در اين مورد جويا شوند و اعلام كنند كه امت حزب‌الله در كرمانشاه از فعاليتهاي گروهكهاي معاند جلوگيري كرده است چنانكه اين گروهكها در تهران دفتر دارند اما مردم كرمانشاه دفاتر آنان را در كرمانشاه به تعطيلي كشانده‌اند اگر اين فعاليتها مدنظر شما نيست تا روش خود را اصلاح كنيم و گرنه بر مواضع اصولي خود پاي بفشاريم اين به معني درخواست اجازه امام براي برخورد با گروهكها و منحرفين بود.

 

نماز جماعت در بین راه به امامت شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی

 

آيت‌الله نجومي از خاطرات خود در آن سفر مي‌فرمايند: در آن سفر هنگام حركت از من خواستند كه پارچه‌اي بنويسم كه جلو اتوبوس اول نصب كنند من اين آيه از قرآن كريم در ذهنم آمد كه «هو الذي ايديك بنصره و بالمؤمنين» شهيد اشرفي وقتي اين نوشته را ديد گفت چه آيه خوبي انتخاب كرده‌ايد. اشاره بود به اينكه خداوند پيغمبر را با نصر خود و با مؤمنين ياري كرد و اين كساني هم كه به ملاقات امام مي‌آيند كساني هستند كه خداوند امام را به وسيله آنها ياري كرده است. مادر شهيدان اشك تلخ مي‌گويد: يك عده با خرج خودش جمع كرد تمام بچه‌هاي حزب‌الله بودند، فرمود كه ديداري با امام داشته باشيم. من آن موقع آنقدر گريه كرده بودم كه چشمهايم تار شده بود. نشستم كه امام بيايد. آقا سعيد آمد و به من گفت: خانم اشك تلخ بيا و شما پيش امام صحبت كن، گفتم: من سواد درست و حسابي ندارم، گفت: شما مادر دو شهيد هستيد اگر شما صحبت كنيد هم براي اسلام و هم براي جوانها و هم براي مادرها يك تبليغ مي‌شود مادرها صبر پيدا مي‌كنند جوانها شجاع مي‌شوند و با دشمنان مبارزه مي‌كنند، انقلاب بي‌كس نمي‌ماند. خواهش مي‌كنم شما صحبت كن، خودت را معرفي كن و اين مطالب را حفظ كن و بگو ديگر هيچ نگو، بعد هم مطالب را توضيح داد، حرف زدن جلو امام برايم سخت بود اما وقتي آقا سعيد گفت «من را كفن كردي اينها را بگو» گفتم: «چشم»، بلند شدم همهمة زيادي بود گفتم خانمها خواهش مي‌كنم چند كلمه، چند دقيقه به من فرصت دهيد كه من يك عرضي دارم خدمت امام مطرح كنم. گفتم: «اي عزيز من مادر دو شهيد حسين و امير اشك‌تلخ هستم كه براي مبارزه با منافقين و دشمنان به كردستان رفتند امير را 29اسفند 57 شهيد كردند و حسين را فرداي آن روز اول فروردين 58» وقتي اين را گفتم مردم همه يا حسين مي‌گفتند. گفتم: «اي امام عزيز، خون حزب‌الله داده، كشته را حزب‌الله داده، مجروح را حزب‌الله داده، اسير را حزب‌الله داده، اما جبهه ملي و منافقين و جنبشي‌ها (آن موقع سه چهار تا گفتم يادم نيست) اينها مي‌گويند ما صاحب حقيم. حالا كه انقلاب شده هر كس از راه رسيده، آمده شده صاحب ايران، آيا ايران يك صاحب دارد يا چند صاحب هر آبادي يك كدخدا دارد يا دو كدخدا؟ من دو پسرم را داده‌ام، الآن راضيم كه دو پسر ديگرم را هم در راه انقلاب بدهم، ما با چنگ و دندان از انقلاب دفاع كرديم با مشت از انقلاب دفاع كرديم الآن تكليف ما چيه؟ اگر ما بزنيم، اگر جلو اينها را بگيريم و از انقلاب دفاع كنيم، 10نفر از ما كشته مي‌شود و 10نفر از آنها،‌ آنوقت جوابگو كيست، آيا ما گناهكار شمرده مي‌شويم يا صاحب حق؟ و اگر سكوت كنيم آنها انقلاب را از بين مي‌برند. چه كار كنيم؟» بعد هم نشستم.


 

امام فرمود: «شما هر طوري مي‌توانيد از اسلام دفاع كنيد، نترسيد خميني پشت شماست» گفت خميني پشت شماست نه يك كلام كم و نه يك كلام زياد «همانطور كه عمل مي‌كرديد به كارتان ادامه دهيد». اين ملاقات و سخنان امام در ادامه جريان حزب‌الله و مدافعان انقلاب در كرمانشاه و غرب كشور بسيار مؤثر بود چرا كه در آن دوران نيروهاي مردمي حزب‌الله به شدت از سوي منحرفين و افراد نزديك به گروهكها به جهت فعاليتشان تحت فشار قرار گرفته بودند كلام امام تأكيد بر مبارزه حزب‌الله با منافقان و دشمنان انقلاب بود. اقدام استاد شهيد در جلوگيري از سخنراني فرصت‌طلبانه آن منافق و مطالبي كه در خدمت امام مطرح گرديد بسيار مؤثر افتاد.

برای شنیدن فایل صوتی صحبت های مادر شهیدان اشک تلخ در دیدار با امام خمینی (ره) بر روی عکس زیر کلیک نمایید.


برای مطالعه سایر مطالب شهید جعفری به روایت تاریخ اینجا را کلیک نمایید.

 

    نظر دهيد   
نام
پست الکترونيک
مطلب
946 کاراکتر
         
    نظر دهيد